مدتهاست که درگیر اثبات ایرانی بودن سرمایههای علمی، فرهنگی و هنریمان هستیم. از مولانا تا ابن سینا، از خیام تا نظامی و تا آنجا در این کار پیشرفت کردهایم که یادمان رفته آثار ارزشمند این بزرگان در کشورمان رو به فراموشی و نابودیست و هر ساله باشکوهترین بزرگداشتها برای مولانا در ترکیه برگزار میشود و یاد خیام را در انگلستان زنده نگاه میدارند و ما تنها برای نامشان در جوش و خروشیم.
در حوزه موسیقی نیز این روزها بیشتر درگیر این هستیم که ثابت کنیم بربت یک ساز ایرانیست اما اگر همین وقت و انرژی را بر روی انجام یک کار اساسی مانند تنظیم و تدوین ردیف موسیقی ایرانی برای ساز بربت (عود) و ارائه آن به دنیای موسیقی بگذاریم، قطعا نتیجه بهتری خواهد داشت، چه در آموزش صحیح این ساز به هنرجویان و چه در گسترش لحن و نوای اصیل آن در دنیای موسیقی.
استاد نریمان سالها پیش به همراه گروهی از هنرجویانش چون نگار بوبان، شایاندخت عابدینیمنش، یعقوب نوروزی و دوستانی دیگر جمعآوری ردیف موسیقی برای ساز بربت را آغاز نمود و نتیجه 40 سال تدریسش را در مدت 10 سال کار و تلاش یک گروه کاری به صورت کتابی جامع درآورد که من نیز در این راه همراهشان بودم و در تمامی مراحل از نوشتن نُتها تا نظارت ضبط و ادیت نهایی آثار با این گروه همکاری کردم. زحمتهای بسیاری در طی این سالها برای اجرا و ضبط آثار به صورت صوتی توسط استاد نریمان، پیاده کردن ردیف از آثار صوتی به خطِ موسیقی (که در اصطلاح به آن آوانگاری میگویند) توسط گروه نویسندگان و نُتنویسیِ این حجم بسیار زیاد از نُت با برنامههای کامپیوتری (حدود 300 صفحه) کشیده شد و هزاران نکتهی دیگر که در حاشیه چنین کار فرهنگی بزرگی وجود دارد و بیان آن خارج از حوصله خواننده است انجام گرفت تا سرانجام ردیف موسیقی ایرانی برای ساز بربت تنظیم و تدوین شد و این کتاب به همراه 5 حلقه سیدی صوتی آماده انتشار شد. اما صد افسوس که این اثر پس از گذشت چندین سال هنوز به چاپ نرسیده است.
برای حاضر شدن یک اثر هنری، این همه زحمت کشیده میشود اما ناشران خصوصی همگی از عدم وجود حمایتکننده مالی ناراضی هستند. نشر ماهور از معتبرترین تولیدکنندگان آثار موسیقی برای انتشار این اثر درخواست سرمایهگذاری به میزان 20 میلیون تومان از ما کرد! ناشران فرهنگی و دولتی هم که هر کدام به بهانهای از انتشار این اثر طفره میروند. در ابتدا قرار بود حوزه هنری این اثر را به بهترین وجه چاپ کند ولی با عوض شدن مدیر لایقی چون آقای رضا مهدوی این موضوع منتفی شد و جز انتظار 3 ساله برای ارائه این کتاب چیزی دستگیر گروه نویسندگان نشد. بعد از آن فرهنگستان هنر با حمایت آقای مجید کیانی استاد و ردیفدان موسیقی ایران قرار بر چاپ این اثر گذاشت ولی این طور که مشخص است یکی از بزرگترین متولیان فرهنگی ایران که بودجه کافی برای حمایت از کارهای فرهنگی و هنری در اختیار دارد نیز برایش چندان مهم نیست که این اثر چاپ شود یا نه.
آنچه معلوم نیست این که یک اثر هنری باید چه خصوصیاتی داشته باشد تا جامعه فرهنگی- هنری ایران حاضر شود برایش هزینه پرداخت کند. با وجود اینکه ردیف موسیقی ایرانی در راه ثبت در میراث جهانی یونسکوست و اینکه این ردیف برای ساز بربت نوشته شده و آن را پدر عود ایران اجرا کرده و توسط گروهی که هرکدام از بهترینهای بربتنوازی هستند و بالاترین تحصیلات تخصصیِ هنری و موسیقایی را دارند جمعآوری شده اما این کتاب هنوز در انتظار چاپ به سر میبرد.
قصد داشتم مقالهای برای توضیح نحوه تبدیل نام باربد به بربت از نظر زبانشناسی و چگونگی تغییر واژگان بنویسم اما در هنگام شروع به این نتیجه رسیدم که وقتی در معنا که همان انجام کار بنیادی برای فرهنگ امروز ایرانست کاستی داریم، چرا به صورت بپردازم که تنها نام است و چه فایده که ثابت کنیم بربت در گذشته از این فرهنگ برخاسته وقتی که امروز حاضر نیستیم در راه ارائه مطالب اساسی برای این ساز کوچکترین گامی برداریم. البته نباید از این مساله نیز غاقل شد که تحقیق و پژوهش در چنین مواردی و ارائه آن به دنیای موسیقی نیز در جای خود لازم و ضروریست اما نباید اولویتها را فراموش کرد. آن هم در حالتی که همان کسانی که ما معتقدیم این ساز را از ما به عاریه بردهاند و نماد فرهنگیِ موسیقی ما تبدیل به اساس موسیقیشان شده، سالهاست که برای آموزش و گسترش این ساز در دنیا تلاش میکنند و در واقع بهره اساسی از این ساز را آنها میبرند و در کشور ما حتی وقتی زحمتی نیز کشیده میشود، حمایتی به دنبال ندارد و تنها دلسردی برای هنرمندان به جای میماند. برای زحمتکشان فرهنگی ایران جای افسوس و برای متولیان فرهنگ و هنر ایران جای خجالت باقیست که این مشت حتما نمونه خروار است.